وقتی واسه ضبطه یه تیکه از برنامه ی شب یلدا ، رفتم خوونه ی رضایا ، چشمم به جمال یه نفر روشن شد که نه ماه بود ندیده بودمش ، تپل شده یه هوا ، شیطون تر شده و البته خیلی خیلی بزرگتر . البته اینا نتایجی بود که بعد از ماچ و بغل ، گرفتم .قبلش ، تا در وا شد ، اول بهت زده شدم و بعد فریاد کشیدم : تتلو تو ایرانی ؟
از خلال دادهای خودم ( ناشی از هیجان و فشار مثانه ) فهمیدم که واسه شب یلدا اومده ، چند روزی هست و بر میگرده میره دوبی فهمیدم از شدت خوشحالی، دو شبه نخوابیده و چشماش به همین خاطر مثل دونه های انار قرمزن . بعد از اینکه از بهت حضور تتلو ، اومدم بیرون ، یادم افتاد که اومدم رضایا ، آرمین و اردلان طعمه رو ببینم . ترتیبه قرار رو هم شاهین ( آهنگساز و بهترین دوستم ) برام داده بود
1کی از خوبی هایی که بعد از دعواها و کش مکش های کیشمیشی اهالی موزیک آتیشفشونی ( همون موزیک زیرزمینی ) دوباره داره راه میوفته ، اینکه معمولا میشه ، اکیپهاشون رو یه جا پیدا کرد و عمق دوستیشون ، به پیدا کردن دسته جمعیشون کمک می کنه ، حتی اگه فاصلشون به درازی تهران تا دوبی و به کلفتی عرض خلیج فارس باشه ( چه جمله ی اروتیکی ! ) این رو وقتی فهمیدم که واسه دیدن رضایا و آرمین تو ای اف ام رفتم خونشون ولی در خونه رو تتلو باز کرد
توجه(برای خواندن ادامه ی مطلب و مشاهده ی ادامه ی عکس ها به ادامه مطلب بروید)
+| نوشته شده توسط میلاد ajal در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 16:6